راهاندازی آزمایشی استحصال شمش فولادی در این مجموعه، نشانهای روشن از عبور شادگان از مرحله «پروژه» و ورود آن به فاز «تولید» است؛ مسیری که در شرایط تحریم، ناترازی انرژی و محدودیتهای مالی، بهخودیخود ساده و کمهزینه نبوده است.
اهمیت فولادسازی شادگان زمانی بهتر دیده میشود که آن را در منطق کلان گروه فولاد خوزستان تحلیل کنیم. این واحد با ظرفیت اسمی حدود ۸۰۰ هزار تن شمش فولادی در سال، برای پاسخ به یک نیاز مشخص طراحی شد: افزایش انعطافپذیری زنجیره فولادسازی و کاهش تمرکز ریسک در سایت اصلی اهواز. فولاد خوزستان طی سالهای اخیر، بهواسطه محدودیتهای برق و گاز، بخش قابلتوجهی از ظرفیت بالقوه تولید خود را از دست داده است. در چنین شرایطی، توسعه یک فولادسازی مستقل در نقطهای دیگر از استان، نه یک توسعه لوکس، بلکه بخشی از راهبرد تابآوری تولید به شمار میآید.
شادگان در این چارچوب، نقشی مکمل و پشتیبان ایفا میکند. تمرکز این واحد بر تولید شمش فولادی، به گروه فولاد خوزستان امکان میدهد هم سبد محصولات خود را متنوعتر مدیریت کند و هم در بازار صادراتی، انعطاف بیشتری در پاسخ به نوسانات تقاضا داشته باشد. این موضوع بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که طبق آمار رسمی، رشد تولید آهن اسفنجی کشور از رشد گندله پیشی گرفته و نشانههایی از گلوگاه مواد اولیه در ماههای آینده دیده میشود. داشتن ظرفیت فولادسازی فعال، بهمعنای قدرت مانور بیشتر در چنین تنگناهایی است.
از منظر منطقهای نیز فولادسازی شادگان فراتر از یک واحد صنعتی صرف است. استقرار این پروژه در جنوب استان خوزستان، با اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم و استفاده از نیروی انسانی بومی، آن را به یکی از معدود نمونههای پیوند صنعت سنگین با توسعه محلی تبدیل کرده است.
در شرایطی که بسیاری از پروژههای صنعتی در کشور یا متوقف ماندهاند یا به حداقل فعالیت بسنده کردهاند، به مدار آمدن شادگان نشان میدهد فولاد خوزستان، حتی زیر فشار تحریم و ناترازی انرژی، توسعه زنجیرهای را کنار نگذاشته است. شادگان از این زاویه، نماد مقاومت عملی و خودشکوفایی صنعتی است؛ مقاومتی که نه با شعار، بلکه با راهاندازی خط تولید معنا پیدا میکند.
https://tejaratgardan.ir/?p=397423














