×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

ویژه های خبری

رمضانی دیگر بی ربنای شجریان

اسطوره بی مانند آواز ایران یک بار پیش از این گفته بود «ربنا متعلق به مردم است». پس صدا و سیما که بودجه هنگفت آن از جیب مردم است، حق همین مردم را از آن ها دریغ کرده است که از پخش «ربنا»ی شجریان خودداری می کند و باز همین مردم حق دارند که از این بابت از صدا و سیما رنجیده خاطر و مکدر باشند، خاصه در سالی که خالق این نغمه ماندگار و نوای جاودان دیگر در میان ما نیست و خود نیز به جاودانگی پیوسته است.

البته که هرکسی و هر روزه داری می تواند غروب روزهای رمضان به تنهایی و برای خودش مناجات «ربنا» را از طریق دستگاه پخش و گوشی موبایل گوش کند اما با جمع بودن و به دنبال یک هدف بودن مثل شنیدن همین نوای ربنا از رادیو و تلویزیون سراسری چیز دیگری است و لطف دیگری دارد و دشواری و سختی هر انتظاری را آسان و ممکن می سازد. دم دمای غروبِ روزهای رمضان که می شود، سراپای آدمِ روزه دار را یک جور کرختی دلپذیر و بی حالی همراه با اشتیاق و سرخوشی فرا می گیرد، با این حال او منتظر است تا لحظه افطار و اذان فرا برسد و روزه بگشاید و دهان باز کند.

این انتظار و حالت قدسی، به خصوص در دقایق پایانی غروب های تابستان، بهانه ای و دستاویزی می خواهد تا شیرین تر و دلپذیرتر به انتها برسد. آن وقت ها که بانگ باشکوه «ربنای» شجریان از رادیو و تلویزیون پخش می شد، این بهانه فراهم بود. اول نوبت گوینده پیش کسوت رادیو، غلامعلی امیر نوری بود که بیت هایی از مثنوی مولانا را با کلامی دلنشین و موقر دکلمه کند: «این دهان بستی دهانی باز شد/ تا خورنده ی لقمه های راز شد…..». و بعد نوبت به نغمه پرداز بی بدیل همه دوران می رسید تا بانگ بردارد و همان ابیات را، و بعد از آن مناجات قرآنی مشهور «ربنا» را به آواز و با تحریرها و غلت هایی به غایت شورانگیز بخواند و غلغله در گنبد افلاک اندازد. کار که به اینجا می رسید،

جانی دوباره به تن روزه دار منتظر می آمد و دیگر می دانست که از پس روزی بلند و دشوار، انتظار دارد به پایان می رسد، پس خشنود و راضی برمی خاست و آماده اقامه نماز مغرب و صرف افطاری می شد. حالا دیگر اما این بهانه و دلخوشی وجود ندارد، درست مثل خیلی دلخوشی های دیگر که آن ها هم وجود ندارند. حالا هر روز غروب دم افطار، به تقلید از زنده یاد استاد شجریان بانگ و نوایی چند، از رادیو و تلویزیون پخش می شود اما با احترام به همه آن ها، هیچ یک آن جذبه خوشایند و طنین روح نواز صدای آن یار سفرکرده را ندارند. به قول حضرت حافظ:

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

برچسب ها : , ,

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.