×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

ویژه های خبری

دستاویزهای بی ثبات آمریکا در باتلاق جنگ

آمریکا با استناد به مذاکرات «سازنده» برای توقف جنگ، حملات به تأسیسات برق ایران را به تعویق انداخته است. با این حال، ناظران با احتیاط به این روند نگاه می‌کنند و آن را صرفاً اقدامی موقت می‌دانند؛ به‌نظر می‌رسد کاخ سفید در مقطع کنونی تمایلی به تشدید درگیری ندارد. تا زمان انتشار این گزارش، تهران هیچ مذاکره‌ای با آمریکا را تأیید نکرده است.
روز دوشنبه، رسانه‌های اصلی آمریکا نگرانی عمیق خود را از احتمال از دست رفتن کنترل جنگ توسط واشنگتن ابراز کردند. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد که ایالات متحده برای شکستن کنترل تنگه هرمز، مجموعه‌ای از گزینه‌های دشوار را بررسی می‌کند؛ از تلاش برای اشغال این آبراه گرفته تا لغو تحریم‌ها، و حتی تهدید مستقیم زیرساخت‌های غیرنظامی در ایران.
نشریه اکونومیست نیز صراحتاً از «چهار گزینه بد» آمریکا در جنگ با ایران سخن گفته است. مذاکره بعیدترین گزینه تلقی می‌شود، چرا که دو طرف تمایلی به امتیازدهی نشان نمی‌دهند. اعلام یک‌جانبه پیروزی، ایران را در وضعیتی قرار می‌دهد که همچنان تنگه را تحت کنترل نگه دارد و به ذخایر اورانیوم غنی‌شده برای اهداف صلح آمیزش دسترسی داشته باشد.
ادامه حملات هوایی امریکا و اسراییل به زیرساختهای ایران برای چند هفته دیگر می‌تواند به مقابله به مثل ایران درخصوص زیرساخت‌های کشورهای مبدا حمله به ایران منجر شود. تشدید درگیری، از جمله عملیات آبی-خاکی برای تصرف جزیره خارک، نیز خطرات بیشتری برای آمریکا به همراه دارد. جمع‌بندی این است که هیچ‌یک از این گزینه‌ها لزوماً به پایان جنگ منجر نخواهد شد.
واشنگتن می‌تواند تهدید به حمله کند و سپس آن را به تعویق بیندازد، اما نشانه‌ای از یک برنامه عملی مشخص برای جبران خسارتهایی که وارد کرده و آتش‌بس دیده نمی‌شود.
حملات اولیه «سرکوبگرانه» علیه ایران در ۲۸ فوریه، در ابتدا به‌عنوان یک «پیروزی» برای آمریکا تلقی شد، اما اکنون شرایط تغییر کرده است. تحلیلگران به یک تناقض اشاره می‌کنند: این حملات از یک سو «افراط گونه» بودند، زیرا برخی چهره‌های کلیدی را از میان بردند و مسیر مذاکره را دشوارتر کردند؛ و از سوی دیگر «به اندازه کافی موثر نبودند»، زیرا ساختار فرماندهی سپاه پاسداران همچنان حفظ شده است. همین موضوع امکان ادامه حملات متقابل موشکی و پهپادی، هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و فشار بر تنگه هرمز را فراهم کرده و آمریکا و اسرائیل را به سمت یک جنگ فرسایشی سوق داده است.
حتی اگر واشنگتن به‌دنبال خروج از این وضعیت باشد، همچنان به هماهنگی ایران و اسرائیل نیاز دارد. ایران این درگیری را نبردی حیاتی برای مقابله با استکبار می‌داند و پس از ترورهای صورت گرفته، اعتماد به مذاکره با آمریکا را ندارد. در مقابل، اسرائیل به تشدید حملات علیه مردم ایران ادامه می‌دهد؛ امری که به گفته ناظران، امکان خروج سریع آمریکا را محدود می‌کند.
جو کنت، مقام پیشین ضدتروریسم، هشدار داده است که تلاش برای تصرف جزیره خارک عملاً به معنای قرار دادن نیروهای آمریکایی در موقعیتی آسیب‌پذیر خواهد بود که به‌راحتی هدف حملات قرار می‌گیرند.
اینکه عملیات محدود در ایران بتواند به نتایج مورد نظر واشنگتن منجر شود یا نه، هنوز مشخص نیست. با این حال، تجربه تاریخی قابل توجه است: در سال ۲۰۰۳، آمریکا با ادعای وجود سلاح‌های کشتار جمعی به عراق حمله کرد، اما پس از یک پیروزی سریع نظامی، چنین سلاح‌هایی یافت نشد و بی‌ثباتی حاصل از آن بیش از دو دهه ادامه یافت و هزینه‌های سیاسی و اعتباری سنگینی به همراه داشت.
در مورد ایران، آمریکا اکنون با شرایطی پیچیده مواجه است؛ در میدان، ایران با عزم بالا مقاومت می‌کند و در داخل آمریکا، حمایت عمومی کاهش یافته و فاصله گرفتن برخی متحدان مشهود است.
در نهایت، آمریکا با یک معضل راهبردی روبرو است: از یک‌سو نگران گرفتار شدن در یک جنگ گسترده است و از سوی دیگر تمایلی به از دست دادن نفوذ خود در خاورمیانه ندارد؛ از یک‌سو به دنبال تضعیف کامل ایران است و از سوی دیگر از هزینه‌های آن پرهیز می‌کند. آغاز جنگ ممکن است ساده باشد، اما پایان دادن به آن مسئله‌ای کاملاً متفاوت است.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.