×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

ویژه های خبری

جنگ حاشیه؛ تبدیل نمادهای فرهنگی به مهمات جدید

ایران و آمریکا به عنوان طرف‌های مخالف در جنگ رسانه ای، از عناصر فرهنگ عامه برای حملات دقیق به یکدیگر در رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. از انیمیشن‌های لگو گرفته تا ترکیب‌های بازی، این نبرد برای قدرت روایت، نحوه درک عموم از جنگ را به شدت تغییر می‌دهد. برخی معتقدند که این درگیری اولین جنگ بزرگی است که در آن موفقیت یا شکست جنگ تبلیغاتی ممکن است توسط «فرهنگ میم» یا همان طنزهای ریزی که سریع ترند می شوند، تعیین شود و مرحله جدیدی از «برابری نمادین» را در جنگ اطلاعاتی مدرن نشان می‌دهد.تفاوت‌های محتوایی تولیدات ایران و آمریکاویدئوهای ایران معمولاً ساختارهای روایی کامل‌تری دارند. به عنوان مثال، تولید کنندگان محتوا در ایران برای جذب مخاطبان غربی از تصاویر لگو مانند برای ساخت طرح‌ها و ترکیب عناصر محبوب برای بیان موضوعاتی مانند رسوایی اپستین و احساسات ضد جنگ استفاده می‌کنند. تحلیلگران معتقدند که ایران قصد دارد با حمله به نقاط ضعف ایالات متحده، واقعیت چهره کریه آمریکا را نمایان سازد.در مقابل، ویدئوهای تبلیغاتی ایالات متحده بیشتر به تحریک مخاطبان با تصاویر تکه‌تکه شده می‌پردازند و سعی در روایت کامل یک داستان ندارند. این ویدئوها، کلیپ‌هایی از فیلم‌ها، رویدادهای ورزشی و بازی‌های ویدئویی را با تصاویر واقعی نظامی، همراه با موسیقی پرانرژی، به هم پیوند می‌دهند و هدف آنها ایجاد تأثیر بصری و احساسی سریع است. داده‌ها نشان می‌دهد که این ویدئوها توانسته‌اند در خود جامعه آمریکا مخاطبانی را جذب کنند اما مخاطب جهانی را قانع نکرده اند.ورود جنگ اطلاعاتی مدرن به دوران «برابری نمادین»جنگ تبلیغاتی ایالات متحده و ایران، تحولی را در مدل‌های انتشار اطلاعات به نمایش می‌گذارد. در گذشته، قدرت افکار عمومی در دست تعداد کمی از رسانه‌ها بود، اما اکنون رسانه‌های اجتماعی، حوزه عمومی را به یک «میدان نبرد باز» تبدیل کرده‌اند. ایران با «تصاحب» و «هجو» نمادهای فرهنگی غربی مانند لگو و خطوط بازی، به تأثیر معکوس بر ایالات متحده دست یافته است.فناوری هوش مصنوعی امکان تولید و انتشار سریع مقادیر زیادی از محتوای کم‌هزینه، مشابه «تاکتیک‌های ازدحام» را فراهم می‌کند. برخی از محققان معتقدند که این نشانگر ورود جنگ اطلاعاتی مدرن به دوران «برابری نمادین» است – هر کسی که بتواند ماهرانه‌تر از نمادهای فرهنگی مشترک جهانی استفاده کند، ابتکار عمل را در «میدان توجه» به دست خواهد گرفت.نگرانی بابت سرگرمی و کالایی شدن جنگجنگ شناختی در درگیری ایالات متحده و اسرائیل با ایران، به ویژه ویدئوهای به اصطلاح «پر سر و صدا» که توسط ایالات متحده منتشر می‌شوند، نگرانی‌هایی را در میان بسیاری از رسانه‌ها و محققان ایجاد کرده است. تبلیغات جنگی که سرگرم‌کننده و کالایی شده، وحشیگری جنگ را پنهان می‌کند.در زمینه رسانه‌های اجتماعی و محتواهای محصول آمریکا، جنگ به محتوایی تبدیل شده است که می‌توان آن را مصرف کرد، لایک کرد و به اشتراک گذاشت. با این حال، پیامدهای ویرانگر تجاوزات آمریکایی که باعث مرگ هزاران نفر و اختلال در بازارهای جهانی و زنجیره‌های تأمین شده است – اغلب در جریان اطلاعات به حاشیه رانده می‌شوند. منتقدان استدلال می‌کنند که استفاده آمریکا از فرهنگ عامه برای تبلیغات جنگی، «بازی‌سازی» جنگ و زندگی است که تفکر انتقادی را تضعیف می‌کند و درک عمومی از درگیری را تغییر می‌دهد.به باور پژوهشگران که اگرچه تبلیغات سرگرم‌کننده می‌تواند کارایی انتشار را افزایش داده و توجه را جلب کند، اما باید با احتیاط به آن نزدیک شد. این رویکرد، وحشیگری پشت جنگ را کم‌رنگ می‌کند و به راحتی منجر به بی‌تفاوتی عمومی و عدم مقابله مستقیم با جنگ می‌شود . این همان خواسته سیاستمداران آمریکا در برهه فرسایشی شدن جنگ است.

برچسب ها : ,

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.