×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

ویژه های خبری

نبرد هاب‌های خلیج فارس؛ عمان جایگزین امارات برای ایران

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سعید شهرابی فراهانی، تحلیل‌گر بین‌الملل حوزه امنیت ملی در یادداشتی نوشت: تحولات پرشتاب ژئوپلیتیکی در خلیج فارس، اقتصاد منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است؛ مرحله‌ای که در آن، «امنیت مسیرهای تجاری» به اندازه حجم تجارت اهمیت پیدا کرده است. در چنین شرایطی، وابستگی گسترده اقتصاد ایران به امارات متحده عربی، به‌ویژه دبی، دیگر تنها یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه به یک مسأله راهبردی و امنیتی تبدیل شده است. اکنون این پرسش جدی مطرح است که آیا عمان می‌تواند بخشی از نقش امارات را برای ایران برعهده بگیرد و به هاب جایگزین تجارت خارجی تهران تبدیل شود؟

واقعیت آن است که امارات طی سه دهه گذشته به مهم‌ترین مرکز مالی، بانکی و لجستیکی تجارت ایران در منطقه تبدیل شده است. بخش بزرگی از واردات، صادرات مجدد، نقل‌وانتقال پول و فعالیت شرکت‌های ایرانی از طریق دبی انجام می‌شود. طبق برخی برآوردها، مجموع تجارت رسمی و غیررسمی ایران با امارات به حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیارد دلار می‌رسد. این حجم عظیم وابستگی، در سال‌هایی که روابط تهران و ابوظبی تنش کمتری داشت، یک مزیت اقتصادی محسوب می‌شد، اما اکنون به تدریج به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شده است.
پس از توافقات ابراهیم و گسترش همکاری‌های گسترده میان امارات و رژیم صهیونیستی، نگرانی‌های امنیتی ایران درباره این وابستگی افزایش یافته است. همکاری‌های اطلاعاتی، سایبری، امنیتی و حتی نظامی میان ابوظبی و تل‌آویو، معادلات منطقه را دگرگون کرده و این احتمال را تقویت کرده است که بخشی از شریان اقتصادی ایران در معرض رصد و فشار قرار گیرد. از این منظر، کاهش تدریجی وابستگی تجاری به امارات دیگر یک انتخاب صرفاً اقتصادی نیست، بلکه بخشی از راهبرد امنیت ملی ایران محسوب می‌شود.
در چنین فضایی، عمان به‌عنوان بازیگری متفاوت در خلیج فارس اهمیت پیدا می‌کند. مسقط طی دهه‌های گذشته تلاش کرده سیاست خارجی متوازن و مستقلی را دنبال کند؛ سیاستی مبتنی بر میانجی‌گری، تنش‌زدایی و حفظ روابط همزمان با بازیگران متعارض منطقه. عمان نه‌تنها روابط خود با ایران را حفظ کرده، بلکه در مقاطع حساس، به کانال ارتباطی تهران و غرب تبدیل شده است. همین ویژگی باعث شده مسقط در نگاه تهران، شریک قابل اعتماد‌تری نسبت به بسیاری از دولت‌های عربی منطقه تلقی شود.
عمان در سال‌های اخیر نشان داده که تمایل دارد بخشی از ظرفیت تجاری و لجستیکی منطقه را به سمت خود جذب کند. بندر صحار و همچنین بندر دقم، امروز از مهم‌ترین پروژه‌های راهبردی عمان برای تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه هستند. بندر صحار به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب، دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و فاصله کم با بنادر جنوبی ایران، ظرفیت بالایی برای ایفای نقش در صادرات مجدد و ترانزیت کالا دارد. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که حتی مقامات عمانی در مواردی تلاش کرده‌اند محدودیت‌های کمتری برای فعالیت اقتصادی ایرانیان در این بندر اعمال شود.
از سوی دیگر، عمان در مقایسه با امارات، همراهی کمتری با سیاست‌های فشار حداکثری علیه ایران داشته است. هرچند مسقط نیز بخشی از نظام مالی جهانی است و محدودیت‌های تحریمی را کاملاً نادیده نمی‌گیرد، اما در عمل فضای انعطاف‌پذیرتری برای تجارت با ایران فراهم کرده است. به همین دلیل، در سال‌های اخیر صادرات مجدد عمان به ایران رشد قابل توجهی داشته و بخشی از نیازهای وارداتی ایران از این مسیر تأمین شده است.
با این حال، تصور اینکه عمان بتواند در کوتاه‌مدت جایگزین کامل امارات شود، واقع‌بینانه نیست. امارات طی دهه‌ها سرمایه‌گذاری، به یک ابرهاب اقتصادی جهانی تبدیل شده است. زیرساخت‌های بانکی، خدمات بیمه‌ای، شبکه‌های حمل‌ونقل، حضور شرکت‌های بین‌المللی، عمق بازار و دسترسی گسترده به اقتصاد جهانی، دبی را به یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت بین‌المللی تبدیل کرده است. بخش مهمی از تجارت ایران با جهان، نه صرفاً به دلیل روابط سیاسی، بلکه به دلیل همین اکوسیستم پیچیده اقتصادی در امارات شکل گرفته است.
در مقابل، عمان کشوری با اقتصاد کوچک‌تر، جمعیت محدودتر و توان مالی کمتر است. حتی اگر اراده سیاسی لازم برای همکاری گسترده با ایران در مسقط وجود داشته باشد، ظرفیت عملیاتی عمان برای جذب کل تجارت ایران محدود خواهد بود. برآوردها نشان می‌دهد عمان در شرایط فعلی شاید بتواند حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار از تبادلات ایران را پوشش دهد، نه بیشتر.

بنابراین، راهبرد منطقی برای تهران نه «جایگزینی کامل امارات»، بلکه «کاهش تمرکز و توزیع ریسک» است. ایران باید به‌جای تکیه سنگین بر یک هاب منطقه‌ای، شبکه‌ای چندلایه از مسیرهای اقتصادی و تجاری ایجاد کند؛شبکه‌ای که عمان، قطر، عراق، روسیه، آسیای مرکزی و حتی مسیرهای جنوب آسیا را نیز دربرگیرد. چنین مدلی می‌تواند تاب‌آوری اقتصاد ایران را در برابر فشارهای تحریمی و امنیتی افزایش دهد.در کنار این موضوع، ایران برای استفاده واقعی از ظرفیت عمان نیازمند اصلاحات داخلی نیز هست. بدون حل مشکلات بانکی، ضعف زیرساخت‌های مالی، بروکراسی سنگین، محدودیت‌های گمرکی و مشکلات حمل‌ونقل، حتی بهترین روابط سیاسی نیز نمی‌تواند جهش اقتصادی ایجاد کند. توسعه همکاری با عمان نیازمند نگاه حرفه‌ای و اقتصادی است، نه صرفاً رویکرد سیاسی.
ایجاد خطوط منظم کشتیرانی، تسهیل تردد تجار، راه‌اندازی بانک‌های مشترک، ایجاد مناطق صنعتی و انبارهای لجستیکی، حمایت از حضور شرکت‌های ایرانی در عمان و برگزاری نمایشگاه‌ها و همایش‌های مشترک، از جمله اقداماتی است که می‌تواند همکاری اقتصادی دو کشور را وارد مرحله‌ای تازه کند.
در نهایت، عمان برای ایران نه یک جایگزین کامل برای امارات، بلکه یک شریک ژئواکونومیک مکمل است؛ شریکی که می‌تواند بخشی از فشار ناشی از وابستگی به دبی را کاهش دهد و به افزایش امنیت اقتصادی ایران کمک کند. جهان آینده، جهان رقابت بر سر کنترل مسیرهای تجارت و انرژی است و در چنین جهانی، کشورهایی موفق‌تر خواهند بود که بتوانند وابستگی‌های پرریسک خود را کاهش داده و شبکه‌ای متنوع و امن از شرکای اقتصادی ایجاد کنند. از این زاویه، حرکت تدریجی ایران به سمت عمان، بخشی از بازآرایی راهبردی تهران در نظم جدید منطقه‌ای محسوب می‌شود.

برچسب ها :

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.