×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

چند رسانه

اخبار ویژه

برای نجات آب‌های زیرزمینی ایران؛ نگاهی به تجربه موفق شمال چین

بحران آب در ایران به مسئله‌ای مرتبط با امنیت ملی، امنیت غذایی، توسعه اقتصادی و حتی پایداری سکونت در بسیاری از مناطق کشور تبدیل شده است. دهه‌ها برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی، توسعه نامتوازن کشاورزی، حفر گسترده چاه‌های عمیق و کاهش بارندگی باعث شده است بخش بزرگی از دشت‌های ایران با افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی مواجه شوند. پیامد این وضعیت، فرونشست گسترده زمین در استان‌هایی مانند تهران، اصفهان، کرمان، فارس و خراسان است. پدیده‌ای که به زیرساخت‌های شهری، خطوط ریلی، جاده‌ها و حتی آثار تاریخی آسیب می‌زند و بازگرداندن آن بسیار دشوار است.
سال‌هاست بسیاری از متخصصان هشدار می‌دهند که اگر روند کنونی ادامه یابد، بخشی از ظرفیت ذخیره آبخوان‌های ایران برای همیشه از دست خواهد رفت. همین موضوع باعث شده تجربه کشورهایی که توانسته‌اند روند افت منابع زیرزمینی را متوقف یا معکوس کنند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در میان این تجربه‌ها، آنچه طی یک دهه اخیر در شمال چین رخ داده، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
تا حدود دو دهه پیش، شمال چین نیز شرایطی مشابه بسیاری از دشت‌های ایران داشت. برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی موجب شکل‌گیری قیف‌های عمیق افت آب، فرونشست زمین و خشک شدن رودخانه‌ها و چشمه‌ها شده بود. حجم کسری تجمعی آب‌های زیرزمینی به حدود ۱۸۰ میلیارد مترمکعب رسیده بود و در برخی مناطق میزان فرونشست از دو متر نیز فراتر می‌رفت. در آن زمان، بسیاری از کارشناسان معتقد بودند بازگشت چنین آبخوان‌هایی به شرایط پایدار تقریباً غیرممکن است.
اما آنچه در ادامه رخ داد، این تصور را به چالش کشید. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که طی ۱۰ سال گذشته سطح آب‌های زیرزمینی کم‌عمق در شمال چین افزایش یافته است. چشمه‌هایی که دهه‌ها خشک بودند دوباره فعال شده‌اند و برخی رودخانه‌های قدیمی نیز جریان پایدار خود را بازیافته‌اند. این تغییر حاصل اجرای مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ و مستمر در سطح ملی بود.
راهبرد چین بر سه محور اصلی استوار بود. نخست، افزایش منابع آب قابل دسترس از طریق پروژه عظیم انتقال آب از جنوب به شمال که از سال ۲۰۱۴ بخش مهمی از نیاز شهرها و صنایع را تأمین کرده و وابستگی آنها به برداشت از آب‌های زیرزمینی را کاهش داده است. دوم، کنترل جدی تقاضا از طریق مسدود کردن صدها هزار حلقه چاه، اعمال سهمیه‌های سختگیرانه برداشت، اصلاح الگوی کشت و کاهش سطح زیر کشت محصولات پرمصرف آب. سوم، احیای اکوسیستم‌های آبی با اختصاص حقابه زیست‌محیطی، تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها و محدود کردن فعالیت صنایع و معادن در مناطق حساس منابع آب.
آنچه این سیاست‌ها را از بسیاری برنامه‌های مشابه متمایز می‌کند، پذیرش هزینه‌های کوتاه‌مدت برای دستیابی به منافع بلندمدت است. اجرای این تصمیمات در برخی مناطق به کاهش تولید کشاورزی، محدود شدن فعالیت‌های اقتصادی و حتی افت درآمدهای محلی انجامید، اما دولت چین با پرداخت یارانه، حمایت از کشاورزان و حفظ تداوم سیاست‌ها، اجازه نداد این هزینه‌ها به توقف برنامه منجر شود.
مدیریت منابع آب زیرزمینی پروژه‌ای نیست که در یک دوره مدیریتی یا انتخاباتی به نتیجه برسد. احیای آبخوان‌ها گاه به یک یا دو دهه زمان نیاز دارد و موفقیت آن تنها زمانی امکان‌پذیر است که سیاست‌ها با تغییر مدیران یا دولت‌ها دچار وقفه نشوند. در تجربه چین، منابع آب زیرزمینی به عنوان یک سرمایه راهبردی برای نسل‌های آینده تعریف شدند و تصمیم‌ها بر اساس منافع بلندمدت کشور اتخاذ شد، نه صرفاً دستاوردهای کوتاه‌مدت.
برای ایران، این تجربه بیش از آنکه نسخه‌ای آماده برای اجرا باشد، یک الگوی حکمرانی است. بدیهی است شرایط اقلیمی، منابع آبی، ساختار اقتصادی و ویژگی‌های جغرافیایی دو کشور یکسان نیست و نمی‌توان همه سیاست‌های چین را عیناً در ایران اجرا کرد.
با این حال، اصولی مانند مدیریت همزمان عرضه و تقاضای آب، جلوگیری قاطع از برداشت‌های غیرمجاز، اصلاح الگوی مصرف، احیای رودخانه‌ها و تالاب‌ها، و مهم‌تر از همه تداوم سیاست‌گذاری در بازه‌های زمانی طولانی، می‌تواند در تدوین راهبردهای ملی ایران الهام‌بخش باشد.
تجربه شمال چین همچنین یک پیام مهم برای ارزیابی کارآمدی نظام‌های حکمرانی دارد. موفقیت یک نظام سیاسی تنها با شاخص‌هایی مانند رشد اقتصادی، ساخت زیرساخت‌های بزرگ یا پیشرفت‌های فناورانه سنجیده نمی‌شود. توانایی حل تدریجی بحران‌های انباشته‌ای که آثار آنها در زندگی نسل‌های آینده نمایان می‌شود نیز معیار مهمی برای سنجش کیفیت حکمرانی است. احیای آب‌های زیرزمینی شمال چین دقیقاً از همین جنس دستاوردها است. موفقیتی که بدون تبلیغات گسترده رسانه‌ای و در سایه تداوم سیاست‌های بلندمدت به دست آمد.
امروز که ایران با بحران آب، فرونشست زمین و کاهش ذخایر زیرزمینی روبه‌رو است، تجربه چین نشان می‌دهد حتی آبخوان‌هایی که زمانی غیرقابل احیا تصور می‌شدند، لزوماً به بن‌بست نرسیده‌اند. اگر اراده سیاسی، برنامه‌ریزی علمی، ثبات در تصمیم‌گیری و اجرای مستمر سیاست‌ها وجود داشته باشد، می‌توان روند تخریب را متوقف و مسیر احیای منابع را آغاز کرد.
حل بحران‌ بزرگی همچون بحران آب، بیش از هر چیز به حکمرانی صبور، آینده‌نگر و متعهد به منافع نسل‌های بعد نیاز دارد
نویسنده: فرزین سوادکوهی، اقتصاددان ایران

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *