- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۵
- زمان مطالعه : 8 دقیقه
- کد خبر 421117
- پرینت
به بیان ساده، عصر رشد کمّی فولاد به پایان رسیده و عصر رقابت بر سر «کیفیت، کربن و بازار» آغاز شده است. من بهعنوان کسی که بیش از بیست سال در زنجیره فولاد، معدن و متالورژی این کشور خدمت کردهام، معتقدم فهم درست این گذار، مرز میان بنگاههایی است که دهه آینده را خواهند ساخت و بنگاههایی که تنها خاطرهای از آنها خواهد ماند.
بخش اول: جهان — سه زلزله همزمان
۱. زلزله چین: از موتور تقاضا به موج صادرات
مهمترین رویداد ساختاری بازار جهانی، دگردیسی نقش چین است. تولید فولاد چین در سال ۲۰۲۵ به ۹۶۰.۸ میلیون تن رسید و پس از سالها به زیر مرز روانی یک میلیارد تن بازگشت. اما نکته تعیینکننده، سمت تقاضاست: مصرف ظاهری فولاد چین از ۹۵۴ میلیون تن در سال ۲۰۲۱ به ۷۹۶ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ سقوط کرده است — ریزشی ۱۵۸ میلیون تنی در چهار سال که ریشه در بحران ساختاری بخش املاک و تغییر مدل توسعه این کشور دارد [۱].
حاصل این شکاف میان تولید و مصرف، بزرگترین موج صادراتی تاریخ صنعت فولاد است: چین در سال ۲۰۲۵ معادل ۱۳۳.۶ میلیون تن فولاد صادر کرد؛ رقمی که بهتنهایی از مجموع تولید سالانه آلمان، ترکیه، برزیل و ایران بیشتر است [۱]. این سیل صادراتی، قیمتهای جهانی را در همه حلقههای زنجیره — از بیلت و اسلب تا محصولات تخت — تحت فشار قرار داده و حاشیه سود فولادسازان را در چهار قاره فشرده کرده است. فولادسازان بزرگ چینی نیز خود به تداوم این «فشارهای پایدار» در دوره پیش رو اذعان دارند [۲].
۲. زلزله جغرافیایی: هند و جابهجایی موتور رشد
در همین حال، هند با تولید ۱۶۴.۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ و رشد سالانه بیش از ده درصد، به تنها موتور واقعی رشد تقاضای جهانی تبدیل شده است. مصرف فولاد هند به ۱۶۰ میلیون تن رسیده و این کشور با تولید ۵۸.۹ میلیون تن آهن اسفنجی، جایگاه نخست جهانی DRI را از آنِ خود کرده است [۱]. پیام این تحول برای فعالان زنجیره فولاد و سنگآهن روشن است: جغرافیای تقاضای جهانی به سمت جنوب آسیا، جنوب شرق آسیا و خاورمیانه در حال چرخش است.
۳. زلزله کربن و حمایتگرایی: بازاری که «منطقهای» میشود
سومین نیروی دگرگونساز، همگرایی دو روند «کربنزدایی» و «حمایتگرایی تجاری» است. مکانیزم تعدیل مرزی کربن اروپا (CBAM) وارد فاز اجرایی شده، بریتانیا نظامهای قیمتگذاری کربن ۱۶ کشور را برای معافیت به رسمیت شناخته و ژاپن بودجهای بالغ بر ۱.۲۶ تریلیون ین برای گذار به فولاد سبز و کوره قوس الکتریکی تخصیص میدهد [۲]. در سوی دیگر، موج تعرفهها و تحقیقات آنتیدامپینگ علیه فولاد چین — از آمریکا و اروپا تا آفریقای جنوبی با عوارض تا ۲۸ درصد — بازار جهانی را به سمت «بلوکهای منطقهای» سوق میدهد [۲]. تعطیلی تولید فولاد آرسلورمیتال در دویسبورگ آلمان و یارانه سالانه ۵.۵ میلیارد یورویی برق دولت آلمان به صنایع، عمق بحران رقابتپذیری اروپا را نشان میدهد [۲].
جمع این سه زلزله یک نتیجه دارد: در دهه پیش رو، فولاد نه بر اساس «تن»، بلکه بر اساس «تن منهای کربن، بهعلاوه دسترسی به بازار» قیمتگذاری خواهد شد.
بخش دوم: خاورمیانه — استثنای درخشان جهان
در جهانی که منقبض میشود، خاورمیانه خلاف جریان آب شنا میکند و به عقیده من، به «آزمایشگاه آینده فولاد جهان» تبدیل شده است.
آمارها گویاست: مصرف ظاهری فولاد منطقه از ۵۱.۶ میلیون تن در سال ۲۰۲۱ به ۶۱.۸ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ رسیده — رشدی ۲۰ درصدی در چهار سال، درست در دورهای که مصرف جهانی نزولی بوده است. تولید فولاد منطقه نیز به ۵۷.۳ میلیون تن و تولید آهن اسفنجی آن به رکورد ۵۳.۲ میلیون تن رسیده است [۱].
اما مهمترین ویژگی فولاد خاورمیانه، ساختار تولید آن است: ۹۵.۵ درصد فولاد این منطقه با روش کوره قوس الکتریکی (EAF) تولید میشود — پاکترین پروفایل تولید در میان تمام مناطق جهان [۱].در اقتصاد کربنی جدید، این یک مزیت راهبردی بیبدیل است؛ منطقهای که غرب دههها آن را صرفاً منبع انرژی میدید، امروز ظرفیت آن را دارد که «قطب فولاد سبز جهان» شود.
ترکیب بازار منطقه نیز برای فعالان صنعت درسآموز است:
عربستان سعودی با ۱۰.۸ میلیون تن تولید به رتبه هجدهم جهان صعود کرده، اما همچنان با ۷.۶ میلیون تن واردات خالص، بازاری تشنه است که پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ آن را تشنهتر میکند [۱].
امارات با ۱۱ میلیون تن واردات خالص، نهمین واردکننده بزرگ جهان است [۱].
عراق با ۴.۷ میلیون تن واردات خالص، بازار طبیعی همسایگان خود است [۱].
ترکیه با ۳۸.۱ میلیون تن تولید، هفتمین فولادساز جهان و همزمان یکی از بزرگترین واردکنندگان شمش و قراضه است [۱].
این اعداد یک واقعیت دوگانه را نشان میدهد: خاورمیانه در کوتاهمدت و میانمدت فرصت صادراتی کمنظیری برای تولیدکنندگان منطقه است، اما سرمایهگذاریهای سنگین کشورهای حاشیه خلیج فارس در ظرفیتهای جدید، پنجره این فرصت را تدریجاً تنگ خواهد کرد. پیام من به فعالان صنعت روشن است: این پنجره را باید امروز تصاحب کرد، نه فردا.
بخش سوم: ایران — قدرتی که کمتر از قدر خود دیده شده
اجازه دهید با صراحت بگویم: جایگاه واقعی فولاد ایران در معادلات جهانی، بسیار فراتر از تصویری است که حتی بسیاری از فعالان داخلی از آن دارند.
آمار رسمی انجمن جهانی فولاد برای سال ۲۰۲۵ گویای این واقعیت است:
ایران با تولید ۳۲ میلیون تن، دهمین فولادساز بزرگ جهان است و علیرغم تمام محدودیتهای انرژی و فشار تحریم، تولید خود را نسبت به سال قبل افزایش داده است [۱].
ایران با تولید ۳۷.۲ میلیون تن آهن اسفنجی، دومین تولیدکننده بزرگ DRI جهان است و بهتنهایی ۷۰ درصد DRI خاورمیانه را تولید میکند [۱].
ایران با صادرات ۱۳.۵ میلیون تن، دهمین صادرکننده فولاد جهان و با ۱۲ میلیون تن صادرات خالص، چهارمین صادرکننده خالص فولاد جهان — پس از چین، ژاپن و کره جنوبی — است [۱].
۹۲ درصد فولاد ایران با روش احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی تولید میشود؛ کمکربنترین ساختار تولید در میان ده فولادساز برتر جهان [۱].
این آخرین مورد را باید با دقت خواند. در جهانی که میانگین انتشار صنعت فولاد ۱.۹۲ تن دیاکسیدکربن به ازای هر تن فولاد است [۱] و اروپا برای هر تن کربن مرزی هزینه مطالبه میکند، مسیر تولید DRI-EAF ایران — که روزی آن را «اجبار ناشی از گاز ارزان» میخواندند — امروز یک سرمایه راهبردی ملی است. ما بهصورت تاریخی، دههها پیش از آنکه «فولاد سبز» به واژگان صنعت جهانی راه یابد، زیرساخت آن را ساختهایم.
اما صداقت تحلیلی حکم میکند چالشها را نیز به همان صراحت بگوییم:
نخست، ناترازی انرژی. بزرگترین ریسک صنعت فولاد ایران نه در بازار جهانی، که در شبکه برق و گاز داخلی است. صنعتی که ظرفیت ایستادن در جمع پنج قدرت برتر فولاد جهان را دارد، نباید تابستانها برق و زمستانها گاز آن قطع شود. سرمایهگذاری فولادسازان در نیروگاههای اختصاصی و تجدیدپذیر آغاز شده، اما بدون یک پیمان ملی انرژی-صنعت، این مسیر به سرانجام نمیرسد.
دوم، اقتصاد تحریم. فروش با تخفیف نسبت به قیمتهای منطقهای، سالانه میلیاردها دلار از ارزش واقعی صادرات ما میکاهد. پاسخ ما باید ارتقای سبد محصول به سمت ارزش افزوده بالاتر، تنوع بازارها و ساختن برند کیفی و کربنی برای فولاد ایران باشد.
سوم، رقابت مستقیم با چین. موج ۱۳۳ میلیون تنی صادرات چین، دقیقاً در بازارهای هدف ما — جنوب شرق آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا — سرریز میشود. در رقابت قیمتی خالص با چین، هیچ برندهای وجود ندارد؛ میدان رقابت ما باید کیفیت، سرعت تحویل، مزیت جغرافیایی و ردپای کربن باشد.
بخش چهارم: آینده — پنج روند تعیینکننده تا ۲۰۳۰
۱. تثبیت تقاضای جهانی در کانال ۱.۷ تا ۱.۸ میلیارد تن، با جابهجایی مداوم سهم از چین به هند، آسهآن، خاورمیانه و آفریقا. برندگان، تولیدکنندگانی خواهند بود که در جغرافیای رشد حاضر باشند — و ایران در قلب این جغرافیا ایستاده است.
۲. حاکمیت اقتصاد کربن بر تجارت فولاد. تا پایان این دهه، گواهی ردپای کربن به همان اندازه گواهی کیفیت (Mill Test Certificate) در معاملات بینالمللی تعیینکننده خواهد بود. فولادسازانی که امروز سیستم اندازهگیری، ممیزی و گواهیسازی کربن را مستقر نکنند، فردا از بازارهای ممتاز حذف خواهند شد.
۳. رنسانس آهن اسفنجی و متالیکها. با رشد جهانی EAF، تقاضا برای DRI/HBI و گندله احیایی جهش خواهد کرد؛ تولید جهانی DRI در چهار سال از ۱۱۸ به ۱۵۳ میلیون تن رسیده است [۱]. ایران بهعنوان قدرت دوم DRI جهان، میتواند از صادرکننده شمش به تأمینکننده راهبردی متالیک سبز برای فولادسازان جهان ارتقا یابد — بازاری با حاشیه سود و پایداری بالاتر.
۴. تحول دیجیتال و هوش مصنوعی بهمثابه مزیت رقابتی اصلی.در صنعتی که حاشیه سودها فشرده میشود، برنده کسی است که با هوش مصنوعی، مصرف انرژی را بهینه، نگهداری را پیشبینانه و فروش را دادهمحور کند. من بارها گفتهام و باز تکرار میکنم: تحول دیجیتال برای فولاد ایران یک انتخاب نیست؛ شرط بقاست.
۵. منطقهای شدن زنجیرههای تأمین. جهانِ پساتعرفه، جهان بلوکهای تجاری است. برای ایران، این یعنی اولویت راهبردی بازارهای همسایه — عراق، افغانستان، آسیای میانه، خلیج فارس — و پیوندهای بلندمدت با هند و جنوب شرق آسیا.
سخن پایانی: دعوت به یک عزم ملی
صنعت فولاد ایران در یکی از معدود بزنگاههایی ایستاده که «مزیتهای تاریخی» و «روندهای جهانی» در یک جهت قرار گرفتهاند: جهان به سمت فولاد کمکربن میرود و ما کمکربنترین ساختار تولید را در میان قدرتهای فولادی داریم؛ تقاضای جهانی به سمت جنوب و غرب آسیا میچرخد و ما در مرکز این جغرافیا هستیم؛ عصر DRI آغاز شده و ما قدرت دوم جهانی آن هستیم.
آنچه میان این فرصت تاریخی و تحقق آن فاصله انداخته، سه چیز است: انرژی پایدار، دیپلماسی اقتصادی فعال و سرعت در تحول دیجیتال. اینها نه کار یک بنگاه، که نیازمند همافزایی دولت، انجمنهای صنفی و بنگاههای پیشران است.
نسل ما مسئولیتی تاریخی بر دوش دارد: تحویل صنعتی به نسل بعد که نهفقط بزرگ، بلکه هوشمند، سبز و جهانی باشد. تجربه نشان داده هر بار که این صنعت را دستکم گرفتهاند، فولادمردان ایران پاسخ را در میدان دادهاند. این بار نیز چنین خواهد بود.
منابع
۱. World Steel Association (worldsteel), World Steel in Figures 2026 — آمار رسمی تولید، مصرف، تجارت و DRI سال ۲۰۲۵ | worldsteel.org
۲. SteelOrbis, Latest Steel News, September 2026 — گزارشهای بازار، سیاستهای تجاری و کربنی | steelorbis.com
۳. World Steel Association, Sustainability Indicators Report 2025










