- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۱
- زمان مطالعه : 5 دقیقه
- کد خبر 422474
- پرینت
پنجمین گفتوگوی هماهنگی دفاعی چین و کانادا اخیراً در کانادا برگزار شد؛ نشستی که نخستین دور از این سازوکار پس از ۸ سال به شمار میرود. رویدادی که میتوانست صرفاً یک نشست کاری و سازمانی معمول تلقی شود، در برخی رسانههای غربی به موضوع گمانهزنیهای گسترده تبدیل شد؛ از ادعاهایی مبنی بر اینکه «کانادا و چین در حال متحد کردن نیروهای خود علیه آمریکا هستند» گرفته تا این ادعا که دو کشور درصدد تشکیل یک ائتلاف نظامیاند. این روایتها بسیار فراتر از ماهیت واقعی یک نشست کاری معمولی است و تصویر نادرستی از اهداف آن ارائه میدهد.
در واقع، سازوکار رایزنی و هماهنگی دفاعی چین و کانادا از سال ۲۰۱۳ آغاز شده و نشست اخیر، پنجمین دور آن بود. این سازوکار صرفاً کانالی برای ارتباط میان نیروهای مسلح دو کشور و تبادل نظر درباره مسائل بینالمللی و منطقهای مورد علاقه طرفین است و ارتباطی با «مذاکره برای تشکیل ائتلاف نظامی» ندارد. چین همواره بر سیاست عدم تعهد و عدم ائتلاف تأکید داشته و سخنگویان وزارت دفاع ملی این کشور بارها بر ضرورت «گفتوگو به جای تقابل و مشارکت به جای ائتلاف» تأکید کردهاند.
روابط دفاعی و نظامی را میتوان شاخصی برای سنجش روند کلی روابط میان دو کشور دانست. با بهبود روابط سیاسی چین و کانادا و ایجاد تحرک مثبت در مناسبات دوجانبه، ازسرگیری ارتباطات عادی میان نیروهای مسلح دو کشور نیز با منطق روابط بینالملل سازگار است. در دهههای گذشته تماسهای دفاعی میان دو طرف بهطور کامل متوقف نشده بود، اما تعلیق ۸ ساله این سازوکار، بازتابدهنده دورهای غیرعادی در روابط دوجانبه بود. ازسرگیری گفتوگوها را میتوان بازگشت این روابط به مسیر عادی دانست.
ازسرگیری گفتوگوی دفاعی چین و کانادا همچنین زمینههای عملی مشخصی دارد. از ابتدای سال جاری میلادی و پس از سفر مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، به چین، همکاریها در حوزههای مختلف از جمله تجارت و هوانوردی از سر گرفته شده است. حرکت در حوزه دفاعی نیز امتداد طبیعی روند گستردهتر بازسازی روابط دوجانبه محسوب میشود. چین و کانادا به عنوان دو کشور مهم در منطقه آسیا-اقیانوسیه، در حفظ صلح و ثبات منطقهای منافع مشترک قابل توجهی دارند. حفظ کانالهای ارتباطی میان نیروهای مسلح دو کشور میتواند به مدیریت برخوردهای پیشبینینشده دریایی، کاهش سوءمحاسبات و جلوگیری از تشدید بحران کمک کند و از این منظر، اقدامی مثبت در راستای امنیت منطقهای است.
همه این موارد موضوعاتی روشن و قابل طرح هستند. با این حال، چرا چنین رویدادی در برخی محافل رسانهای غربی با گمانهزنی و حتی «تئوریهای توطئه» همراه شده است؟ پاسخ این پرسش شاید نه در میز مذاکره پکن یا اتاوا، بلکه در شکاف عمیق روابط آمریکا و کانادا نهفته باشد.
همزمان با برگزاری گفتوگوی دفاعی چین و کانادا، اختلافات تجاری میان آمریکا و کانادا نیز تشدید شد. از ۲۲ اوت، آمریکا تعرفههای ۵۰ درصدی بر کالاهای کانادایی به ارزش تقریبی ۲۰ میلیارد دلار اعمال کرده و کانادا نیز در ۸ سپتامبر (۱۷ شهریور) تعرفههای مشابهی را در واکنش به این اقدام به اجرا گذاشت.
مقامهای آمریکایی همچنین بارها از مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، با عنوانی تحقیرآمیز یاد کردهاند و در آستانه اجرای تعرفههای کانادا، واشنگتن تهدید کرد فروش هواپیماهای شرکت بومباردیه در آمریکا را ممنوع خواهد کرد. هرچند گفتوگوی چین و کانادا علیه هیچ طرف ثالثی انجام نشده، گمانهزنیهای غیرمعمول درباره این نشست آشکارا تحت تأثیر تنشها و نوسانات روابط آمریکا و کانادا قرار دارد.
هنگامی که کشوری تصور کند همسایهاش بهطور طبیعی در حوزه نفوذ آن قرار دارد، هرگونه تعامل آن همسایه با سایر کشورها ممکن است به عنوان تلاشی برای «ایجاد توازن» تعبیر شود. واکنش بیش از حد حساس به گفتوگوی دفاعی چین و کانادا را میتوان در چارچوب چنین رویکردی تحلیل کرد؛ رویکردی که سایر کشورها را نه به عنوان بازیگرانی مستقل با حاکمیت، منافع ملی و اراده مستقل، بلکه در قالب بخشی از حوزه نفوذ خود میبیند.
کانادا نیز تحت تأثیر فشارهای قدرتهای بزرگ، بازنگری در شرایط راهبردی خود را آغاز کرده و در تلاش است تصمیمات بیشتری را با هدف حفظ استقلال راهبردی و منافع ملی خود اتخاذ کند. تمایل این کشور برای جلوگیری از تبدیل شدن به کشوری وابسته به تصمیمات واشنگتن قابل درک است. با این حال، چنین رویکردی نگرانیهایی را در میان برخی سیاستمداران آمریکایی ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، بزرگنمایی و حاشیهسازی درباره مبادلات عادی چین و کانادا میتواند به ابزاری برای اعمال فشار بر اتاوا و وادار کردن آن به انتخاب میان طرفهای مختلف تبدیل شود.
کانادا یکی از اقتصادهای مهم منطقه آسیا-اقیانوسیه است و در حوزههایی مانند انرژی، کشاورزی و فناوری، منافع مکمل گستردهای با چین دارد. چین همواره تأکید کرده است که خواهان توسعه روابط با کانادا بر اساس احترام متقابل، برابری و منافع مشترک است؛ رویکردی که با فراز و نشیب روابط میان آمریکا و کانادا تغییر نخواهد کرد.
چرا یک گفتوگوی دفاعی عادی میان چین و کانادا باید به تأیید کشور یا طرف دیگری نیاز داشته باشد؟ حرکت به سوی جهانی چندقطبی روندی برگشتناپذیر است. چین و کانادا به عنوان دو کشور مستقل و دارای حاکمیت، حق دارند مسیر روابط خارجی خود را بهطور مستقل تعیین کنند و مسئولیت توسعه روابط دوجانبه خود را بر عهده بگیرند. هیچ طرف ثالثی نباید در موقعیتی قرار گیرد که برای این روابط تعیین تکلیف کند.
برای مطالعه جدیدترین تحلیلها و رویدادهای اقتصادی، به سایت تجارت گردان مراجعه کنید.
https://tejaratgardan.ir/?p=422474










