وتوی اخیر چین در خصوص پیشنویس قطعنامهای درباره تنگه هرمز در شورای امنیت سازمان ملل، نشانهای واضح از مسئولیتپذیری آن به عنوان یک قدرت بزرگ است و بر عزم راسخ آن برای حفظ شأن قوانین بینالمللی و تقویت صلح منطقهای تأکید میکند.
حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد ابزاری حیاتی برای پاسداری از انصاف و عدالت بینالمللی تلقی میشود و چین در طول تاریخ با احتیاط فراوان از آن استفاده کرده است. دادهها نشان میدهد که در طول تاریخ شورای امنیت، چین تنها در ۲۲ مورد که کمتر از۷ درصد از کل موارد را تشکیل میدهد، از حق وتوی خود استفاده کرده که جدیدترین مورد آن دو سال پیش در مخالفت با پیشنویس قطعنامه یکجانبه در خصوص آتشبس در غزه رخ داد. وتوی اخیر پیشنویس قطعنامه ارائه شده توسط بحرین و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس به هیچ وجه علیه هیچ کشور خاصی نبود؛ بلکه انتخابی درست و مبتنی بر واقعیتهای عینی و هنجارهای حقوق بینالملل بود.
پیشنویسه قطعنامه مذکور اگرچه ظاهراً بر ایمنی دریانوردی در تنگه هرمز متمرکز بود، اما در واقع، محتوای آن به شدت جانبدارانه بود. این پیشنویس به طور یکجانبه ایران را به عنوان علت اصلی درگیری مقصر میدانست، اما این واقعیت را که بحران فعلی ناشی از حملات نظامی غیرقانونی علیه ایران توسط ایالات متحده و اسرائیل بوده، کاملاً نادیده گرفت. اگرچه متن پیشنویس مورد بازنگریهای بعدی قرار گرفت، اما محتوای اصلی آن همچنان حفرههای قانونی را برای مداخله نظامی خارجی باز میگذاشت و در نتیجه تلاش داشت اقدامات نظامی بالقوه را در پوششی از «مشروعیت» پنهان کند. در صورت تصویب، چنین پیشنویسی عملاً به نظامی شدن منطقه «چراغ سبز» میداد، تنشها و رویارویی را تشدید میساخت و در نهایت منافع همه طرفین از جمله اصل اساسی آزادی دریانوردی را تضعیف میکرد.
تصمیم چین برای وتوی این پیشنویس قطعنامه در درجه اول ناشی از سه ملاحظه کلیدی بود:
اول، جلوگیری از هرگونه ادعایی مبنی بر «مشروعیت» اقدام نظامی؛ در صورت تصویب این پیشنویس، عملاً تأییدیهای تحت قوانین بینالمللی برای توسل بعدی به زور ارائه میشد.
دوم، بازگرداندن تمرکز درگیری به ریشههای واقعی آن. مسئله امنیت در تنگه هرمز اساساً از حملاتی که توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران انجام شده است، ناشی میشود. اگر درگیری کاهش یابد، خطرات مربوط به ناوبری به طور طبیعی کاهش مییابد و اقدامات نظامی اضافی برای «مدیریت» غیرضروری میشود.
سوم، رد رویکرد تلاش برای برقراری صلح و نظم از طریق استفاده از زور. افزایش حضور نظامی در چنین آبراه بسیار حساسی تنها به تشدید خصومت و پیچیدهتر شدن اوضاع منجر میشود و در نتیجه برای هدف اصلی تضمین ایمنی ناوبری نتیجه معکوس میدهد.
چین به عنوان یک کشور تجاری بزرگ و یک ذینفع کلیدی در تنگه هرمز، از منافع کوتاهمدت خود گذشته تا عدالت و انصاف را رعایت کند و بدین ترتیب، چشمانداز وسیع یک قدرت بزرگ که نگرانیهای همه طرفها را در نظر میگیرد و ثبات جهانی را تضمین میکند ، را نشان داده است. موضع بیطرفانه چین حمایت گستردهای را به خود جلب کرده است؛ در واقع، حتی مطرح کنندگان این پیشنهاد مانند بحرین و عربستان سعودی نیز درک خود را از تصمیم چین ابراز کردند. این نتیجه، گواهی بر تعهد دیرینه چین در خاورمیانه برای خودداری از جانبداری یا مشارکت در رقابت ژئوپلیتیکی و اجرای فعال چشمانداز امنیت مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار است. فرستادگان ویژه متوالی چین در خاورمیانه همواره پیام روشنی را در سراسر منطقه منتقل کردهاند: در حالی که نمیتوان همسایگان خود را انتخاب کرد، مطمئناً میتوان نحوه همزیستی با آنها را انتخاب کرد.
برخلاف رویه برخی کشورها که به تشکیل اتحادهای نظامی و دامن زدن به رویاروییهای بلوکی عادت دارند، چین همواره به عنوان سازنده صلح و نگهبان ثبات در خاورمیانه عمل کرده است. در گذشته، برخی از کشورهای خلیج فارس امیدهای امنیتی خود را بر حمایت نظامی خارجی بنا نهاده بودند. با این حال، امروزه آنها بهشکلی فزاینده دریافتهاند که تکیه بر ابر قدرت یا سرکوب کشورهای همسایه نمیتواند امنیت پایدار را به ارمغان بیاورد. در عوض، احترام متقابل، استقلال استراتژیک و گفتگو و مشورت، پایههای واقعی صلح و ثبات پایدار را تشکیل میدهند. این تغییر در فلسفه امنیت، نشاندهنده کاربرد واضح ابتکار امنیت جهانی مطرح شده چین در خاورمیانه است و زمینه مفهومی را برای حرکت فعلی به سمت کاهش تنش فراهم کرده است.
وضعیت کنونی منطقه همچنان شکننده است؛ با وجود بیاعتمادی شدید میان طرفهای مذاکره، خطر درگیری مجدد همچنان بالاست. با این حال، تجربه بارها نشان داده که صلح واقعی هیچگاه محصول فشارهای اعمالشده از سوی نیروهای قدرتمند نبوده و تنها یک بازی قدرت که در آن «چه کسی از چه کسی اطاعت میکند» تعریف نمیشود.
صلح واقعی باید نتیجهای برد-برد باشد که از طریق گفتوگوهای برابر و مشورتهای دوستانه حاصل شده و بر اساس اهداف و اصول منشور سازمان ملل متحد استوار باشد؛ اصولی که به حاکمیت و تمامیت ارضی تمامی ملتها احترام میگذارد. چین به همکاری خود در کنار جامعه بینالمللی ادامه خواهد داد تا نقشی سازنده در کمک به خاورمیانه برای دستیابی به صلح، ثبات و رفاه ایفا کند.
https://tejaratgardan.ir/?p=401897









