- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۹:۱۳
- زمان مطالعه : 4 دقیقه
- کد خبر 416491
- پرینت
اخیراً، کمیسیون ارتباطات فدرال ایالات متحده (FCC) با اضافه کردن دستگاههای رباتیک پیشرفته ساخت خارج به فهرست موارد تحت نظارت خود، عملاً ورود مدلهای جدید از چنین دستگاههایی را به بازار ایالات متحده ممنوع کرد. تقریباً همزمان، بیبیسی در یک گزارش مفصل به موضوع چگونگی «دگرگون شدن صنعت خردهفروشی بریتانیا» توسط رباتهای چینی پرداخته است. به این ترتیب، یک طرف به بهانه «امنیت ملی» یک دیوار بلند به دور خود کشیده و طرف دیگر از «افزایش بهرهوری» سخن میگوید. نگاه متضاد دو طرف به یک فناوری واحد، در واقع مانند یک آینه رویکرد کوتهبینانه یک طرف نسبت به گشودن درهای خود را در برابر عملگرایی و گشایش به منظور همکاری در سوی دیگر را بازتاب میدهد.
اضافه شدن رباتهای انساننما و چهارپا به فهرست جدید کمیسیون ارتباطات فدرال ایالات متحده، بدون نام بردن صریح از هیچ کشوری در واقع نشاندهنده نوعی ریاکاری است، چرا که دادههای بازار به این واقعیت غیرقابل انکار اشاره دارند که در سال گذشته ارسال تقریباً ۹۰ درصد از محمولههای رباتهای انساننما به نقاط مختلف جهان توسط شرکتهای چینی انجام شده و ایالات متحده نیز عنوان بزرگترین مقصد صادرات رباتهای انساننمای چینی بوده است. همزمان به گفته برخی منابع قرار است اکثریت قریب به اتفاق تولیدکنندگان غیرچینی از این فهرست کنار گذاشته شوند که در واقع نشان میدهد هدف از این اقدامات مهار چین بوده است.
اما چرا ایالات متحده اینقدر مضطرب است؟ نیویورک تایمز آشکار مینویسد: «این نبرد بر سر تسلط یافتن بر ذهن جهان است و ایالات متحده باید در آن پیروز شود.» این روایت خصمانه به خوبی منطق مبتنی بر حفظ تسلط ایالات متحده بر جهان فناوری را آشکار میکند. در حالی که چین از طریق تقویت خود با یک زنجیره تأمین کامل، شبکههای تأمین متراکم و تکرار سریع فرایندها به یک مزیت خوشهای دست پیدا کرده، واشنگتن به جای تن دادن به رقابت، گزینه مانعتراشی و دور نگه داشتن چین را انتخاب کرده است.
همزمان طبق پیشبینی رسانههای آمریکایی، محدود کردن واردات رباتهای انساننما با وجود خارج کردن نسبی شرکتهای آمریکایی از زیر فشار رقابت، به طور بالقوه موجب کند شدن پیشرفت آنها نیز میشود و در واقع متوقف کردن پیشرفتهای فناوری چین تنها یک خیال خام خواهد بود.
در مقابل بیبیسی در گزارش اخیر خود یک تصویر بسیار متفاوت از رباتهای چینی و کمک آنها به تأمین نیروی کار مورد نیاز خردهفروشان بریتانیایی ارائه میدهد. “یک ربات زیر قفسه انبار میلغزد، آن را بلند میکند و به سوی یک کارگر منتظر حمل میکند”. این رباتها باعث شدهاند “سرعت حمل کالا بیشتر شود، تعداد بیشتری از کالاها را بتوان در فضاهایی قرار داد که دسترسی به آنها برای انسان دشوار است و درصد خطا نیز کاهش پیدا کند.” در عین حال، اتحادیههای کارگری نیز بدون مخالفت با اتوماسیون، خواستار آن شدهاند که به جای تلاش صرف برای کاهش هزینههای نیروی کار، از رباتها برای افزایش بهرهوری و بهبود وضعیت نیروهای انسانی شاغل استفاده شود. این دیدگاه عملگرایانه کاملا با این تفکر بازی مجموع صفر که “اگر ما نمیتوانیم داشته باشیم، رقبای ما نیز نباید داشته باشند” متفاوت است.
موج جهانی اتوماسیون هوشمند نمیتواند در انحصار تنها یک کشور واحد باشد. در حالی که ایالات متحده پیشگام تحقیق و توسعه صنعت رباتیک در جهان بوده، چین توانسته است از طریق گشایش، همکاری و توسعه مبتنی بر نوآوری، با سرعت بیشتری فناوریهای رباتیک خود را به سطح صنعتیسازی برساند. حقیق این است که رویکرد کنونی واشنگتن نه تنها به ایالات متحده، بلکه به همکاریهای فناوری در یک سطح گسترده جهانی نیز آسیب میرساند.
در ماه ژوئن، شرکتهای یونیتری و انویدیا به طور مشترک از یک طرح مرجع جدید ربات انساننما به نام «اچ۲پلاس» (H2Plus) رونمایی کردند. با این حال، در همان ماه، پنتاگون شرکت یونیتری را در فهرست “شرکتهای نظامی چین” قرار داد. واشنگتن با بسط بیش از حد مفهوم امنیت ملی و توجه نکردن به درخواستهای متعدد صنایع چین و ایالات متحده به گسترش همکاریها، در تلاش است تا از طریق سیاستهای حمایتگرایانه، صنایع داخلی آمریکا را تقویت کند. چنین رویکردی در نهایت هیچ سودی برای آمریکا نخواهد داشت و تنها با ضرر برای خود این کشور و دیگران همراه خواهد بود. در عین
حال، چین نیز به صراحت اعلام کرده که در صورت پافشاری ایالات متحده، با اقدامات متقابل قاطع پاسخ خواهد داد.
عملگرایی همراه با مثبتنگری در برابر رویکرد تخریبی و مانعتراشی، دو رویکرد متضاد نسبت به یک فناوری واحد هستند که تاریخ مشخص میکند کدام درست بوده است.
https://tejaratgardan.ir/?p=416491










