تلفات غیرنظامی این جنگ در حال افزایش است، تنشهای منطقهای شدت یافته و خطر یک جنگ گستردهتر روز به روز بیشتر میشود. با این وجود، واقعیت بیش از پیش آشکار شده است: این جنگ نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه باعث افزایش مشکلات منطقه و جهان می شود.این جنگ اصولا از همان ابتدا هم نباید شروع می شد. قبل از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، گزینههای دیپلماتیک وجود داشت و مذاکرات برای رسیدن توافق بین ایران و آمریکا در جریان بود اما طرف آمریکایی ناگهان زیر میز مذاکره زد و حملات نظامی را آغاز کرد. تجربه ثابت کرده است که اقدامات نظامی تقریبا هیچ وقت به ایجاد نظم و ثبات منجر نشده بلکه در بیشتر موارد، باعث تشدید تنش ها و وخیم تر شدن اوضاع می شود.مهمتر از آن، چگونگی آغاز و شکل گیری این درگیری، سوال های زیادی را درباره مقررات و هنجارهای بینالمللی ایجاد کرده است.
شروع اقدام نظامی از سوی یک کشور علیه کشوری دیگر بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد، اساس و بنیان منشور ملل متحد را تضعیف میکند. هنگامی که چنین اقداماتی با بهانه «موارد اضطراری» یا «دفاع از خود» توجیه میشوند، مرز بین «قانون» و «استثنا» از بین میرود.در صحنه عمل، تأثیرات این اتفاق فوری است. خاورمیانه بار دیگر با تنش ها و خشونتهای فزاینده، افزایش تلفات غیرنظامی و خطر درگیری گستردهتر مواجه است. این حملات به جای این که اوضاع را آرام و تثبیت کند، تنها باعث تشدید شرایط شکننده و ایجاد ابهام ها و بلاتکلیفی های جدید در منطقه خاورمیانه می شود، منطقه ای که حتی پیش از این جنگ هم شرایطی شکننده و بحرانی داشت.
ایالات متحده آمریکا همواره این گونه ادعا و استدلال می کند که اعمال زور و استفاده از ابزار قدرت، همیشه می تواند باعث ایجاد بازدارندگی و امنیت شود اما تاریخ درست برعکس این موضوع را نشان می دهد. مداخلات نظامی که تحت عناوین به ظاهر زیبا نظیر “اقدامات پیشگیرانه” یا “ثباتآفرین” انجام می شوند، در اغلب موارد نتیجه معکوس داشتهاند و باعث طولانی تر شدن درگیریها ، عمیق تر شدن شکاف ها و ماندگارتر شدن بی ثباتی ها شده اند.جنگ و خونریزی بیش از یک ماه اخیر که از سوی آمریکا و اسرائیل بر ایران تحمیل شده، گویای یک حقیقت آشکار و ساده است: این که ابزارهای نظامی قادر به ایجاد امنیت نیستند.
مردم منطقه نیازمند امنیت، ثبات و توسعه هستند، نه یک جنگ و درگیری طولانی دیگر. فراهم کردن شرایط برای وخیم تر شدن اوضاع، خطر فرو بردن امنیت جهانی در باتلاقی عمیقتر را به همراه دارد.بنابراین و به ویژه در شرایط کنونی منطقه، مقامات آمریکایی دریافته اند که آتشبس یک انتخاب یا یک گزینه اختیاری نیست، بلکه یک ضرورت فوری برای رهاییشان از باتلاقی است که خود ساخته اند. هر چه جنگ بیشتر ادامه یابد، کنترل و توقف آن دشوارتر میشود.
امریکایی ها می دانند که باید برای توقف خصومتها و ایجاد فضا برای گفتگو، پیش از آنکه پنجره های دیپلماسی و تنشزدایی بسته شود، اقدام عملی کنند.در عین حال، جامعه بینالمللی باید قاطعانه به مقابله با یکجانبهگرایی و سیاستهای مبتنی بر قدرت برخیزد و به طور مشترک از انصاف و عدالت صیانت کند. بنیاد نظم بینالمللی بر پایه قوانین بینالمللی استوار است، نه «قانون جنگل». کشورهای بزرگ در قبال صلح و ثبات و امنیت جهان مسئولیت دارند و حق ندارند از قدرت خود برای انجام اقدامات بدون مجازات سوء استفاده کنند.
اگر اجازه داده شود که مفهوم «حق با قدرت است»، در جهان به عنوان مفهوم غالب پذیرفته شود، جهان با خطر بازگشت به دوران خطرناکِ «قدرتِ عریان» روبرو میشود که شکستی فاجعهبار برای تمدن بشری خواهد بود.جهان امروز باید بین دو گزینه، یک انتخاب درست و دقیق انجام دهد: ادامه حرکت خطرناک در مسیر تنشزایی بدون پایانی مشخص، یا فشردن «دکمه توقف» و بازگشت به عقلانیت. البته که برای پایان دادن به جان باختن انسانهای بیگناه، جهان باید گزینه دوم را به واقعیت تبدیل کند و عامل متجاوز را به پذیرش شروط ایران وادار سازد .
https://tejaratgardan.ir/?p=400986









