×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

چند رسانه

اخبار ویژه

وقتی ثبات و همکاری به سرمایه دیپلماسی تبدیل می‌شود

انتشار نتایج تازه‌ترین نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو، بار دیگر نگاه‌ها را به سمت تحولات آرام اما عمیق در افکار عمومی جهان جلب کرده است. بر اساس این ارزیابی، در بخش بزرگی از کشورهای مورد مطالعه، تصویر چین نسبت به ایالات متحده مطلوب‌تر ارزیابی شده و این روند در برخی کشورها به بالاترین سطح از زمان آغاز ثبت این داده‌ها رسیده است. اهمیت این یافته تنها در اعداد و درصدها خلاصه نمی‌شود، بلکه نشان می‌دهد برداشت ملت‌ها از مفهوم «قدرت قابل اعتماد» در حال تغییر است.
در سال‌های اخیر، جهان با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان از جمله جنگ‌ها، ناامنی‌های منطقه‌ای، رکود اقتصادی، اختلال در زنجیره‌های تأمین و رقابت‌های شدید ژئوپلیتیکی مواجه بوده است. در چنین فضایی، کشورهایی که بتوانند تصویری از ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و همکاری ارائه دهند، طبیعی است که جایگاه مطلوب‌تری در افکار عمومی پیدا کنند. افزایش نگاه مثبت به چین را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد.
یکی از عوامل مهم این تحول، تداوم رویکرد توسعه‌محور چین در عرصه بین‌المللی است. پکن طی سال‌های گذشته تلاش کرده همکاری اقتصادی، توسعه زیرساخت‌ها، گسترش تجارت و انتقال فناوری را به محور اصلی تعاملات خارجی خود تبدیل کند. بسیاری از کشورهای در حال توسعه، این نوع همکاری را فرصتی برای رشد اقتصادی و ارتقای ظرفیت‌های داخلی خود می‌دانند. همکاری‌هایی که بر منافع مشترک استوار شده و زمینه توسعه بلندمدت را فراهم می‌کند.
از سوی دیگر، استمرار سیاست گشایش اقتصادی چین نیز نقش مهمی در افزایش اعتماد جهانی داشته است. دومین اقتصاد بزرگ جهان همچنان بازار خود را به روی سرمایه‌گذاری، تجارت و همکاری‌های فناورانه باز نگه داشته و تلاش کرده ارتباط میان رشد داخلی و توسعه جهانی را تقویت کند. این نگاه سبب شده بسیاری از کشورها، توسعه چین را نه یک تهدید، بلکه فرصتی برای مشارکت اقتصادی و دستیابی به بازارهای گسترده‌تر تلقی کنند.
در مقابل، فضای بین‌المللی طی سال‌های گذشته بارها شاهد تغییرات ناگهانی در سیاست خارجی آمریکا بوده است. خروج از توافق‌های بین‌المللی، تغییر سریع اولویت‌های راهبردی و اتخاذ تصمیم‌های یک‌جانبه، پرسش‌هایی را درباره میزان پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌های واشنگتن ایجاد کرده است. نمونه پرونده ایران نیز در این میان برای بسیاری از ناظران اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نوسانات مکرر در روند مذاکرات، خروج از توافق‌ها و تشدید تنش‌های نظامی، تصویری از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌های آمریکا را در ذهن بخش قابل توجهی از افکار عمومی جهان شکل داده است.
همین مسئله باعث شده مفهوم «اعتماد» به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی قدرت‌های بزرگ تبدیل شود. امروز بسیاری از کشورها بیش از آنکه به قدرت نظامی یا حجم اقتصاد توجه کنند، به این می‌اندیشند که کدام شریک بین‌المللی در بلندمدت قابل اتکاتر است و می‌تواند روابطی پایدار و مبتنی بر احترام متقابل ایجاد کند.
در این میان، چین تلاش کرده نقش خود را به عنوان حامی چندجانبه‌گرایی و گفت‌وگو در نظام بین‌الملل پررنگ‌تر کند. ارائه ابتکارهای مختلف در حوزه توسعه، امنیت، تمدن و حکمرانی جهانی، بخشی از راهبردی است که بر حل مسائل مشترک از طریق همکاری تأکید دارد. این رویکرد، به‌ویژه برای کشورهای در حال توسعه که به دنبال مشارکت برابر در نظام بین‌الملل هستند، از جذابیت بیشتری برخوردار شده است.
عامل دیگری که نباید از آن غافل شد، افزایش قدرت نرم چین است. رشد صنعت فناوری، پیشرفت‌های علمی، توسعه اقتصاد دیجیتال، موفقیت شرکت‌های نوآور و همچنین معرفی گسترده‌تر فرهنگ و تمدن چند هزار ساله چین، تصویری متفاوت از این کشور در میان نسل جوان جهان ایجاد کرده است. امروز بسیاری از مخاطبان بین‌المللی، چین را صرفاً یک قدرت اقتصادی نمی‌بینند، بلکه آن را کشوری با ظرفیت‌های فرهنگی، علمی و فناورانه گسترده می‌شناسند که در تعامل با جهان، اعتمادبه‌نفس بیشتری از خود نشان می‌دهد.
ثبت گسترده میراث فرهنگی ناملموس، رونق تبادلات دانشگاهی، گسترش گردشگری، توسعه صنایع فرهنگی و حضور فعال در عرصه‌های نوآوری، همگی در تقویت این تصویر نقش داشته‌اند. در واقع، قدرت نرم چین اکنون مکمل قدرت اقتصادی آن شده و به افزایش مقبولیت بین‌المللی این کشور کمک می‌کند.
برای کشورهایی مانند ایران نیز این تحولات از منظر راهبردی اهمیت دارد. تهران و پکن طی سال‌های اخیر همکاری‌های خود را در حوزه‌های اقتصادی، انرژی، زیرساخت، حمل‌ونقل و فناوری گسترش داده‌اند. در شرایطی که بسیاری از اقتصادهای جهان به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای تجاری و کاهش آسیب‌پذیری در برابر تنش‌های ژئوپلیتیکی هستند، تقویت همکاری‌های مبتنی بر منافع مشترک می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای توسعه منطقه‌ای ایجاد کند.
نظرسنجی‌های اخیر بیش از آنکه رقابتی میان دو قدرت بزرگ را به تصویر بکشند، بازتاب‌دهنده تغییر اولویت‌های افکار عمومی جهان هستند. جامعه جهانی امروز بیش از گذشته به دنبال ثبات، قابلیت پیش‌بینی، توسعه مشترک و گفت‌وگوی سازنده است. هر کشوری که بتواند این ویژگی‌ها را با عملکرد عملی خود به نمایش بگذارد، از سرمایه اجتماعی و اعتماد بین‌المللی بیشتری برخوردار خواهد شد. افزایش محبوبیت جهانی چین را نیز می‌توان در همین چارچوب ارزیابی کرد. روندی که نشان می‌دهد همکاری، گشایش، توسعه مشترک و احترام متقابل، بیش از هر زمان دیگری به عوامل تعیین‌کننده در شکل‌گیری تصویر جهانی کشورها تبدیل شده‌اند.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت تجارت گردان مراجعه کنید.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *