این سکوت در تضاد آشکار با واکنش غرب به جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ قرار دارد. آن زمان، غرب موجی از محکومیتها، تحریمها و حمایتهای همهجانبه از اوکراین را به راه انداخت. اما در رویداد مشابه که طی آن غیرنظامیان زیادی جان باختهاند و آمریکا و اسرائیل طرف متجاوز هستند، برخی کشورهای غربی سکوت اختیار کرد. روزنامه گاردین ۱۳ مارس در سرمقالهای نوشت: این معیار دوگانه «فراتر از اشتباه است و جنایت محسوب میشود.» پشت این سکوت، تلفات فجیع غیرنظامیان نهفته است.
پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلالاحمر ایران، ۲۱ مارس در تهران به رسانههای خارجی گفت: از زمان شروع تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، این دو متجاوز بیش از ۸۰ هزار واحد غیرنظامی را مورد حمله قرار دادهاند که شامل ۲۶۶ مرکز درمانی و ۴۹۸ مدرسه میشود.
کولیوند این حملات را نقض قوانین بینالملل بشردوستانه دانست و اعلام کرد که آمارهای مربوطه را برای پیگرد قانونی جنایتکاران به نهادهای بینالمللی ارائه خواهد داد.
دلخراشتر این بود که در روز نخست تجاوز، مدرسه دخترانه شجره طیبه میناب هدف حمله موشکی قرار گرفت و بیش از ۱۷۰ نفر، که بیشتر آنها دخترانی ۱۰ ساله بودند، جان باختند. چنین اقدامی طبق قوانین بینالملل، جنایت جنگی محسوب میشود، اما رسانههای برخی کشورهای غربی تقریباً هیچ واکنشی نشان ندادند.
نکته قابل تأمل دیگر، موضع برخی سیاستمداران غربی است. پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، از معدود رهبران غربی بود که این حملات را علنا محکوم کرد. اما آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، حمایت بیچون و چرای خود را از آمریکا و اسرائیل اعلام کرد. این اظهارات، معنایی جز تأیید نقض حقوق بینالملل ندارد.
واکنش تند غرب به جنگ اوکراین ریشه در محاسبات ژئوپلیتیکی و رقابتهای راهبردی دارد. اما سکوت در برابر حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، تا حد زیادی ناشی از هراس از آمریکا و ترجیح دادن منافع کوتاهمدت از سوی کشورهای غربی است. به بیان دیگر، منافع بر حقوق بینالملل اولویت یافته است.
هر بار که از نقض حقوق بینالملل چشمپوشی میشود، اعتبار آن بهعنوان چارچوب بنیادین روابط بینالملل تضعیف میگردد. اگر قرار باشد حقوق بینالملل تنها در برخی موارد اجرا شود و در برخی دیگر نادیده گرفته شود، دیگر یک قاعده به شمار نمیآید، بلکه به ابزاری در دست قدرتها تبدیل میشود.
در حال حاضر، حملات اسرائیل به لبنان نیز تلفات سنگین غیرنظامیان و تخریب زیرساختها را رقم زده، اما رسانههای برخی کشورهای غربی همچنان با رویکردی انتخابگرایانه از کنار آن میگذرند. این الگو همیشه تکرار میشود: اجرای سختگیرانه قوانین برای کشورهای غیرمتحد، و چشمپوشی از هر اقدامی که از سوی متحدان صورت گیرد.
ارزش واقعی حقوق بینالملل در جامعیت آن است. اگر هر کشوری بر اساس منافع خود تصمیم بگیرد چه زمانی از قوانین پیروی کند، نظم مشترکی وجود نخواهد داشت.
حمایت از حقوق بینالملل تنها وظیفه یک کشور نیست، بلکه مسئولیتی جمعی برای همه اعضای جامعه جهانی است. جان غیرنظامیان، حفاظت از زیرساختهای غیرنظامی و احترام به حاکمیت ملی کشورها، اصولی هستند که نباید به خاطر منافع سیاسی نادیده گرفته شوند. قانون واقعی زمانی معنادار است که برای همه یکسان باشد.
https://tejaratgardan.ir/?p=400391









