گروه : صنعت،معدن وتجارت
مسأله اصلی دقیقاً همینجاست؛ خامفروشی امروز نه یک انتخاب آزاد اقتصادی، بلکه محصول مستقیم ناترازی انرژی است. وقتی تولید آهن اسفنجی و گندله که وابستگی شدید به گاز و برق دارند با محدودیت روبهرو میشود، وقتی در تابستان برق و در زمستان گاز صنایع قطع یا سهمیهبندی میشود، بخشی از ظرفیت نصبشده فولاد کشور خالی میماند و طبیعی است که مواد اولیه به جای ورود به کورهها، راهی بازارهای صادراتی شود. این یعنی سیاست انرژی عملاً جهت زنجیره ارزش را تعیین کرده و کشور را از صادرات شمش و مقاطع به سمت صادرات کنسانتره سوق داده است.
در این میان، فولاد خوزستان نمونه عینی این فشار ساختاری است. شرکتی که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد میانی کشور محسوب میشود و بخش قابل توجهی از صادرات شمش ایران را در اختیار داشته، طی چهار سال گذشته به دلیل محدودیتهای انرژی با ضربهای معادل ۱.۳ میلیارد دلار مواجه شده است. این عدد صرفاً یک زیان حسابداری نیست؛ بیانگر تولیدی است که انجام نشد، بازارهایی است که از دست رفت و سودی است که میتوانست در اقتصاد ملی گردش کند. هر تن شمشی که به دلیل کمبود برق و گاز تولید نشد، در عمل به افزایش صادرات مواد اولیه و کاهش ارزش افزوده داخلی انجامید.
همزمان، هشدارهای ساختاری نیز جدی است. گزارش سال ۱۴۰۱ دیوان محاسبات کشور ذخایر سنگآهن کشور را حدود ۲.۳ میلیارد تن برآورد کرده و اعلام کرده با روند فعلی استخراج، تنها تا حدود ۱۷ سال آینده ذخیره در اختیار داریم.
ایران با وجود ۳.۵ میلیارد تن ذخایر شناساییشده و متوسط عیار ۴۵ درصد، در رتبه نهم جهان قرار دارد، اما توان استخراج فعلی بیش از ۱۳۵ میلیون تن در سال نیست؛ در حالی که برای تحقق هدف ۵۵ میلیون تن فولاد در افق ۱۴۰۴ به حدود ۱۶۷ میلیون تن سنگآهن و برای تولید ۶۵ تا ۷۰ میلیون تن فولاد در افق ۱۴۱۰ به حدود ۱۸۵ میلیون تن سنگآهن نیاز است.
این شکاف آشکار میان ظرفیت استخراج و نیاز برنامهریزیشده صنعت، در کنار رشد صادرات کنسانتره، یک تناقض راهبردی ایجاد کرده است.
از یک سو دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری برای ایجاد ظرفیت اسمی حدود ۴۷.۶ میلیون تن فولادسازی انجام شده و ۱۲.۸۷ میلیون تن طرح نیز در دست اجراست؛ از سوی دیگر، با کاهش تولید ناشی از ناترازی انرژی و افزایش صادرات مواد اولیه، زنجیره ارزش از توازن خارج شده است. اگر به جای تمرکز بر اکتشافات جدید، نوسازی ماشینآلات معدنی، استفاده از فناوریهای روز و حتی واردات هدفمند سنگآهن از کشورهای همسایه، تنها به جذابیت درآمد ارزی کوتاهمدت تکیه شود، نتیجه چیزی جز تضعیف امنیت صنعتی کشور نخواهد بود.
فولاد خوزستان امروز قربانی نخست این وضعیت است، اما اگر اصلاحی در سیاست انرژی و صادراتی رخ ندهد، فردا سایر فولادسازان نیز در همین مسیر قرار خواهند گرفت. رشد صادرات زمانی ارزشمند است که بر پایه تکمیل زنجیره و افزایش ارزش افزوده باشد، نه بر مبنای فروش مواد اولیهای که ستون فقرات صنعت فولاد را تشکیل میدهد. خامفروشی در شرایط ذخایر محدود و ناترازی انرژی، به معنای انتقال ارزش از آینده به امروز است؛ آیندهای که با ادامه این روند، با کمبود سنگآهن، ظرفیتهای بلااستفاده و تهدید سرمایهگذاریهای ملی روبهرو خواهد شد.
https://tejaratgardan.ir/?p=397025














