×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

چند رسانه

اخبار ویژه

چین از نزدیک؛ روایت یک سفر و تغییر نگاه به این کشور

آخرین سفر من به چین در جولای گذشته، نخستین سفرم به این کشور نبود. سفرهای من به چین از سال ۲۰۰۹ آغاز شده و پس از آن نیز بارها به این کشور سفر کرده‌ام. با این حال، هر بار که به چین می‌روم، احساس می‌کنم برای شناخت بهتر این کشور همچنان به سفرهای بیشتر و تعامل عمیق‌تر نیاز دارم؛ نه فقط از منظر آکادمیک و با توجه به تخصصم در امور چین، بلکه برای شناخت مردم، سبک زندگی، فرهنگ و سنت‌های آنها و درک نحوه پیوند این عناصر با سیاست‌های عمومی کشور. همچنین تلاش می‌کنم بفهمم این عوامل چگونه به نیروی محرکه توسعه چین تبدیل شده‌اند و در شکل‌دهی به نگاه و ادراک عمومی نسبت به این کشور نقش داشته‌اند.
نگاه و ادراک عمومی نسبت به چین در سال‌های اخیر دستخوش تحول چشمگیری شده و پس از دهه‌ها شکل‌گیری کلیشه‌ها و تصورات قالبی، اکنون تصویری بسیار مثبت‌تر از این کشور شکل گرفته است. چین در شاخص جهانی قدرت نرم در سال ۲۰۲۶ رتبه دوم جهان را به دست آورد.
بخشی از این تحول نتیجه مجموعه‌ای از سیاست‌ها و تلاش‌هایی است که در سطوح مختلف دنبال شده و تجربه‌هایی ماندگار برای کسانی که به چین سفر می‌کنند، ایجاد کرده است.
چین توانسته با بهره‌گیری از میراث تاریخی غنی و دستاوردهای علمی و فناوری خود، الگویی ایجاد کند که اصالت را با مدرنیته پیوند می‌دهد و همزمان حضور بین‌المللی خود را از طریق همکاری، مشارکت و توسعه مشترک گسترش می‌دهد. جایگاه چین در شاخص قدرت نرم نیز نشان‌دهنده حضور گسترده بین‌المللی و تداوم تأثیرگذاری فرهنگی و تمدنی این کشور است.
از نگاه من، این تلاش‌ها را می‌توان در چند سطح بررسی کرد. نخست، سطح عمومی است که مجموعه‌ای از ابتکارات داخلی و خارجی را در بر می‌گیرد. در خارج از چین، مراکز فرهنگی، مراکز آموزش زبان چینی، مؤسسات کنفوسیوس، برنامه‌های فرهنگی مشترک و کنفرانس‌های بین‌المللی مختلف به ارائه تصویری جامع‌تر از چین کمک کرده‌اند. این موضوع به‌ویژه در میان جوانانی که زبان چینی می‌آموزند، قابل مشاهده است؛ آموزش آنها تنها به زبان محدود نمی‌شود و فرهنگ، سبک زندگی، مدل توسعه و دیگر ابعاد جامعه چین را نیز شامل می‌شود.
تنها یک سفر به چین می‌تواند ذهنیت و دیدگاهی متفاوت از تصورات قبلی ایجاد کند؛ فارغ از اینکه این تصورات از رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، مطالعات دانشگاهی یا منابع دیگر شکل گرفته باشند. بازدیدکنندگان معمولاً تحت تأثیر سطح توسعه چین، تحول گسترده این کشور، تفاوت میان گذشته و امروز، پیشرفت فناوری در زندگی روزمره، برنامه‌ریزی دقیق در سطوح مختلف و احساس نظم عمومی قرار می‌گیرند.

با این حال، آنچه بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد و تصویری ماندگار از چین در ذهنم ایجاد کرد، خود مردم این کشور بودند. این ویژگی را می‌توان در بسیاری از جنبه‌های زندگی آنها مشاهده کرد؛ به‌ویژه در تعهد چشمگیر به کار، دقت، انضباط و توجه به جزئیات.
در اینجا تأثیر ارزش‌های کنفوسیوسی به‌وضوح دیده می‌شود. آنچه در کتاب‌ها درباره این نظام ارزشی و اصول آن می‌خوانیم، به‌ویژه درباره سازماندهی جامعه بر پایه روابط و تعهدات متقابل، احترام به بزرگ‌ترها و دیگر ارزش‌های اجتماعی، در تعاملات روزمره با مردم چین نیز قابل مشاهده است.
با وجود مدرن‌سازی و تغییر سبک زندگی، به‌ویژه در میان نسل‌های جوان‌تر، ارزش‌های کنفوسیوسی همچنان نقش مهمی در جامعه چین دارند. این ارزش‌ها از طریق خانواده و مدارس منتقل می‌شوند و در احترام به بزرگ‌ترها، انضباط، مسئولیت‌پذیری و بسیاری از جنبه‌های زندگی روزمره نمود پیدا می‌کنند.
در سطحی دیگر، یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری نگاه مثبت به چین، سیاست خارجی این کشور و تأکید آن بر توسعه مسالمت‌آمیز است؛ سیاستی که بر پنج اصل همزیستی مسالمت‌آمیز شامل احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی، عدم تجاوز متقابل، عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر، برابری و منافع متقابل و همزیستی مسالمت‌آمیز استوار است.
در مجموع، سیاست خارجی چین با تأکید بر توسعه مسالمت‌آمیز، حسن همجواری، عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها، احترام به حاکمیت و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای، به تقویت نگاه به چین به عنوان کشوری مسئولیت‌پذیر در نظام بین‌الملل کمک کرده است.
ابتکارات چین همچنین در شکل‌دهی به ادراک راهبردی از این کشور نقش مهمی داشته‌اند؛ به‌ویژه در زمینه حکمرانی جهانی، حکمرانی مالی جهانی و ضرورت اصلاح عدم توازن‌های موجود در نظم بین‌المللی، با تأکید بر اصول حقوق بین‌الملل و نقش محوری سازمان ملل متحد.
چین همواره بر نقش محوری سازمان ملل متحد به عنوان هسته اصلی نظم جهانی و حفظ صلح در مناطق مختلف

جهان تأکید کرده است. بر همین اساس، از اصلاح سازمان ملل حمایت می‌کند تا صدای کشورها و منافع کشورهای در حال توسعه بهتر منعکس شود و در عین حال، میان امنیت، توسعه و حقوق بشر رویکردی متوازن برقرار باشد. همچنین گفت‌وگوی جنوب-جنوب که چین از آن حمایت می‌کند، به تقویت درک متقابل میان کشورهای جنوب جهانی و شناخت بهتر منافع مشترک آنها کمک کرده است.
من همچنان بر این باورم که ابعاد بسیاری از چین وجود دارد که نیازمند مطالعه عمیق‌تر، شناخت بیشتر و تعامل مستقیم‌تر است. هر سفر به چین دیدگاه‌های تازه‌ای به همراه دارد و تجربه مستقیم، بیش از پیش نگاه مثبت من به این کشور را تقویت می‌کند.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت تجارت گردان مراجعه کنید.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *