- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۳
- زمان مطالعه : 2 دقیقه
- کد خبر 416611
- پرینت
دریافت فیزیکی لوازم خسارتدیده، زنجیرهای از فعالیتها شامل تحویل، حمل، نگهداری، تفکیک، ارزشگذاری و فروش را ایجاد میکند که هر یک مستلزم صرف هزینه هایی همچون، منابع انسانی، فضای فیزیکی و زمان است. از سوی دیگر، عدم دریافت داغی و اکتفا به کسر ارزش آن از خسارت نیز مستلزم برخورداری از نظام کارشناسی دقیق، دستورالعملهای استاندارد و سازوکارهای ارزشگذاری منسجم است. بنابراین هر دو رویکرد دارای الزامات و محدودیتهای خاص خود هستند و نمیتوان نسخهای واحد برای تمامی پروندههای خسارت ارائه کرد.
یکی از مهمترین آسیبهای موجود، اتخاذ تصمیم های یکسان برای شرایط متفاوت است. ارزش اقتصادی قطعات آسیبدیده، نوع خودرو، شدت خسارت، هزینههای تامین و نگهداری، انبارش و زمان مورد نیاز برای مدیریت فرآیند فروش، متغیرهایی هستند که میتوانند نتیجه اقتصادی هر پرونده را به طور قابل توجهی تغییر دهند. در چنین شرایطی، اصرار بر اجرای یک روش ثابت، ممکن است منجر به کاهش بهرهوری فرآیند مدیریت خسارت و بازیافت نیز شود.
از منظر مدیریت بازیافت، لوازم داغی صرفاً یک کالای قابل فروش نیست، بلکه بخشی از زنجیره مدیریت سرمایه شرکت بیمه محسوب میشود. بنابراین ارزیابی عملکرد این حوزه نباید تنها بر مبنای درآمد حاصل از فروش داغی انجام گیرد، بلکه باید مجموعهای از شاخصها نظیر هزینههای اجرایی، سرعت رسیدگی به پروندهها، بهرهوری منابع، کیفیت خدمات و بازده اقتصادی کل فرآیند بهصورت همزمان نیز مورد بررسی قرار گیرد.
به نظر میرسد آینده مدیریت داغی در صنعت بیمه، در گذار از مدلهای سنتی و یکسان به سمت تصمیمگیریهای هوشمند، داده محور و مبتنی بر تحلیل هزینه منفعت است. انتخاب مناسب ترین رویکردهای ناظر بر مدیریت داغی با هدف حداکثرسازی کارایی عملیاتی و اقتصادی میتواند گامی مؤثر در ارتقای نظام مدیریت خسارت، بازیافت و افزایش بهرهوری سرمایه در صنعت بیمه باشد.
منبع:روابط عمومی بیمه آسیا










