- ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۹
- زمان مطالعه : 4 دقیقه
- کد خبر 417292
- پرینت
اخیراً آمریکا سه اقدام سیاستی در زمینه کنترل واردات را در پیش گرفته که چین بطور دقیق آنها را زیر نظرگرفته و مورد توجه دارد. هر سه این اقدامات سیاستی، بخشهای فناوری پیشرفتهای را هدف قرار میدهند که چین در آنها دارای مزیتهای رقابتی آشکاری است. در چنین شرایطی، این سوال مطرح است آمریکا با دنبال کردن این سیاست ها، دقیقاً به دنبال چیست؟ آیا واقعا تلاش میکند مسیر چین را در پیگیری «جایگزینی داخلی» دنبال کند؟
اما اهداف و منطق پشت پرده «جایگزینی داخلی» در چین و آمریکا کاملا با یکدیگر متفاوت است. دلیل تلاش چین برای «جایگزینی داخلی»، وجود یک سری چالشهای بیرونی (از جمله تلاش غرب برای قطع دسترسی این کشور به فناوریهای کلیدی) و نیازهای داخلی برای توسعه باکیفیت است. رویکرد چین، حذف رقیب نیست بلکه تکیه بر خودکفایی و نوآوری مستقل برای دستیابی به پیشرفت در فناوریهای کلیدی و ایجاد پایهای محکم برای بازرگانی، گشایش اقتصادی و همکاریهای گستردهتر است.
اما آمریکا کاملا در جهت عکس گام برمی دارد و با سیاست غیرواقعی «حیاط کوچک با حصارهای بلند» و اضافه کردن کالاهای چینی به این فهرست حیاط کوچک ساختگی به بهانه امنیت ملی، به دنبال تجدید نظر در زنجیره تأمینی است که بتواند چین را از طریق تعرفهها، دستکاری قیمتها و محدودیتهای دسترسی به بازار حذف کند.
البته چین پیشتر نیز نشان داده است که اگر آمریکا بر حرکت در این مسیر نادرست و غیرسازنده اصرار کند، اقدامات متقابل پکن هم غیرقابل اجتناب خواهد بود و آمریکا باید دست کم سه مورد از هزینهها وعواقب این رفتار خود را نیز بهدقت محاسبه کند:
هزینه اول، مربوط به انتقال انرژی است؛ چین بیش از ۸۰ درصد از ظرفیت جهانی را در چندین بخش بزرگ از زنجیره تولید تجهیزات انرژی خورشیدی در اختیار دارد، در حالی که آمریکا هنوز فاقد ظرفیت تولید کافی است که بتواند یک «جایگزین بینقص» را ارائه دهد. به عبارت دیگر، چین درحوزه صنعت انرژی خورشیدی، آمریکا را به شدت به خود وابسته کرده است. این وضعیت به دلیل ضعف زیرساختی و نبود ظرفیت تولید داخلی، حذف چین را از زنجیره تأمین آمریکا ناممکن ساخته و در صورت اقدام، هزینههای اقتصادی سنگینی برای آمریکا به همراه دارد.
هزینه دوم، مربوط به زیرساختهای هوش مصنوعی است: برخی برآوردها نشان میدهند که تولیدکنندگان چینی در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۶ درصد از ظرفیت تولید فرستنده-گیرندههای نوری برونسپاریشده در جهان را به خود اختصاص خواهند داد. تخمین زده میشود تامینکنندگان بزرگ چینی که به بازار آمریکای شمالی خدمات میدهند، به تنهایی حدود ۴۶ درصد از این ظرفیت را تشکیل میدهند. فعالان این صنعت به اتفاق معتقدند که آمریکا نمیتواند در کوتاهمدت به جایگزینی داخلی در این بخش دست یابد.
هزینه سوم، مربوط به حوزه نوآوری است؛ اعمال محدودیتهای آمریکا بر برخی تجهیزات پیشرفته رباتیک ساخت چین میتواند استارتاپها و محققان داخلی آمریکا را از داشتن پلتفرمهای آزمایشگاهی مقرونبهصرفه محروم کند. تجربه آمریکا در زمینه پهپادهای غیرنظامی نمونه واقعی این موضوع است؛ با وجود سالها محدودیت بر پهپادهای چینی، آمریکا هنوز نتوانسته یک چرخه کامل و رقابتی از نظر قیمت برای پهپادهای غیرنظامی در داخل کشور خود ایجاد کند.
بدون تردید، تلاش برای جدا کردن اقتصاد آمریکا از وابستگی به صنایع رقابتی چین، در نهایت هزینههایی را بر کسبوکارها و مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل خواهد کرد. تحلیلگران استدلال میکنند که تلاش واشنگتن برای «جایگزینی داخلی» و قطع وابستگی به چین، بیشتر ناشی از محاسبات سیاسی است تا اقتصادی؛ به عبارت دیگر، آمریکا حاضر است خودش را در معرض آسیب قرار دهد فقط به این امید که بتواند به رقیب خود ضربه بزند. اما واقعیت این است که شتاب برق آسای نوآوری چین چیزی نیست که با چنین تاکتیکهایی متوقف شود.
در واقع، بخشهای پیشرو مانند هوش مصنوعی، صنایع رباتیک و انرژیهای پاک پتانسیل عظیمی برای نوآوری دارند. بهترین حالت این است که چین و ایالات متحده مبادلات و همکاریهای خود را گسترش دهند و «یک رابطه سازنده میان چین و آمریکا بر پایه ثبات استراتژیک» بسازند که هر دو کشور را قادر میسازد گام های بیشتری در مسیر پیشرفت و توسعه خود و جهان بردارند. این محاسباتی است که واشنگتن بهتر است درک دقیق تری از آن داشته باشد.
https://tejaratgardan.ir/?p=417292










